السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
332
تفسير الميزان ( فارسي )
زندگى دنياداران نكند ، و در عوض در مقابل مؤمنين تواضع كند ، و در همين سوره و در همين سياق او را مامور سازد كه از مشركين اعراض كند ، و بفرمايد : « فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ » « 1 » آن وقت خبر دهد كه آن جناب بجاى اعراض از مشركين ، از مؤمنين اعراض نموده ، و به جاى تواضع در برابر مؤمنين در برابر مشركين تواضع كرده است ! علاوه بر اين زشتى عمل مذكور چيزى است كه عقل به زشتى آن حكم مىكند ، و هر عاقلى از آن متنفر است ، تا چه رسد به خاتم انبياء ( ص ) ، و چنين قبيح عقلى احتياج به نهى لفظى ندارد ، چون هر عاقلى تشخيص مىدهد كه دارايى و ثروت به هيچ وجه ملاك فضيلت نيست ، و ترجيح دادن جانب يك ثروتمند بخاطر ثروتش بر جانب فقير ، و دل او را به دست آوردن ، و به اين رو ترش كردن رفتارى زشت و ناستوده است . با در نظر گرفتن اين اشكالها جواب از گفتار بعضى « 2 » از مفسرين روشن مىشود كه گفتهاند : خداى تعالى آن جناب را از اين رفتار نهى نكرده مگر در اين مورد ، پس اين كار معصيت نبوده مگر بعد از نهى اما قبل از آن ، آن جناب مىتوانسته چنين رفتارى داشته باشد . وجه نادرستى اين سخن اين است كه : اولا به چه دليل آن جناب نهى نشده مگر در آن هنگام ، نه بعدش و نه قبلش ؟ و ثانيا گفتيم اين رفتار به حكم عقل ناستوده است ، و صدورش از شخصى كريم الخلق كه خدايش قبلا او را به خلق عظيم ستوده محال است ، آن هم با بيانى مطلق و بدون قيد وى را ستوده و فرموده : « وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » ، علاوه بر اين كلمه « خلق » به معناى ملكه راسخه در دل است ، و كسى كه داراى چنين ملكه اى است عملى منافى با آن انجام نمىدهد . و در مجمع البيان ، از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرموده است اين آيات در باره مردى از بنى اميه نازل شده كه در حضور رسول خدا ( ص ) نشسته بود ، ابن ام مكتوم آمد ، مرد اموى وقتى او را ديد قيافه اش را در هم كشيد ، و او را كثيف پنداشته ، دامن خود را از او جمع كرد ، و چهره خود را عبوس نموده رويش را از او گردانيد ، و خداى تعالى داستانش را در اين آيات حكايت نموده عملش را توبيخ نمود « 3 » . و نيز در مجمع البيان است كه از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرموده : رسول خدا ( ص ) هر وقت ابن ام مكتوم را ملاقات مىكرد مىفرمود :
--> ( 1 ) سوره حجر ، آيه 94 . ( 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 437 .